| ساعت ۸:٢۸ ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱٧ |
|
تاريخ و تبار در اراک (استان مرکزی) اين استان زمانی بخش بزرگی از ماد بزرگ بوده است. از خط و نوشته دوران ماد، در داخل ايران چيز زيادی باقی نمانده، مگر نوشتههای آشوری و بابلی که بايد به بیطرفی آن نوشتهها شک کرد. تنها سند مهم، زبان «تاتی» است که از شاخههای زبان مادی بوده و اکنون در بخشهایي از استان مرکزی و استان قزوين با آن سخن میگويند. شهر اراک از نظر تاريخی نسبت به ساير شهرهای اين استان از قدمت چندانی برخوردار نيست، زيرا زمان بنای شهر به دوره قاجار و سلطنت فتحعلی شاه میرسد.* اين استان از دورهی صفويه تا آخر دوره قاجاريه از استانهای مهم به شمار میرفت و به ايالت عراق عجم نامی بود. از سال 1339 خورشيدی ، طبق قانونی که از مجلس شورای ملی گذشت، اين استان به همراه استان کنونی تهران به علت اينکه تقريبا در مرکز ايران واقع است، مرکزی ناميده شد. در زمان سلوکيان در اين منطقه شهری به نام کره وجود داشته که نزديک اراک کنونی بوده است. دردورهی اسلامی به ناحيهی بين همدان، ری و سپاهان(اصفهان) عراق نام نهادند. عراق واژه تازهای است که معرب اراک است. معنی عراق، لب آب و کرانهی درياست. سدههای متمادی اين منطقه عراق نام داشت. استاد نفيسی در اين باره نظر داده است که چون خواستند نام قديم را زنده کنند نام شهر عراق را به اراک تبديل کردند. حمدالله مستوفی، مولف نزههالقلوب از عراق عجم يادکرده است. پس از حملهی مغول نام ايالت جبال به ايالت عراق عجم تغيير کرد. احتمالا تا اين دوره حاکمنشين عراق کره که معرب آن کرج می باشد. بوده است. پروفسور هرتسفلد آلمانی شکل پارسی واژهی عراق را اراک به معنی سرزمين همواره دانسته است. حبيبالله نوبخت، مولف کتاب ديوان دين، ذيل واژهی ارائک مینويسد: «ارائک جمع اريکه است و اريکه معرب است از کلمهی اراکه و اراک به فتح کاف در فارسی به معنی تخت پادشاهی است در مرتبهی اول، و به معنای پايتخت است. در مرتبهی دوم به معنای استانی است که پايتخت پادشاهان در اوست در مرتبهی سوم.» مگر اينکه عربها اين کلمه را در معنای سوم به گونهی عراق تعريب کرده و اصمعی که نام عراق را در پارسی دانسته و به معنای باغستان و نخلستان گرفته است. جغرافینگاران ايرانی و عرب از سدهی 2ه.ق به بعد، از سرزمين تيسفون تا بيستون تا اکباتان، و از اکباتان تا باتان را ايالتها و آبادیهای پايتخت شمردهاند و اين نواحی را بهستون توصيف کردهاند و کلمهی اراکه به معنی شهرستان و لفظ اراک به معنای باغ و کاخ نيز صوری از لغت اراک هستند. اين واژه به گونهی آرايک به فتح آخر در اوستا به معنی بارگاه، تختگاه، سرير پادشاهی به کار رفته است.(1) نژاد مردم استان اراک از نژاد آريا و ايرانی اصيل میباشند و همانند همهی ايرانيان به نگاهداری از آداب و رسوم باستانی خود کوشا هستند. زبان پيش از پيدايی شهر کنونی اراک، در نقاط مختلف اين سرزمين لهجههای گوناگونی وجود داشت، از جمله لهجهی تاتی در ناحيه وفس، لهجهی مردم شرا(چرا)، کزاز و سربند که هريک در صوت و آوا تفاوتهايی با هم داشته و دارند. ولی با پيدايی رسانههای گروهی و تسلط زبان(لفظ قلم) با لهجهی تهرانی و زبان رسمی کشور ، گويش محلی فراموش گرديد و اکنون مردم بیلهجه بوده و کتابی سخن میگويند. ولی در روستاها، محاورهی پير مردان و پيرزنان همان لهجهی قديمی است. کردار و منش مردم استان مرکزی پاکانديش، باسواد و سختکوش هستند و به نيکويی رفتار مشهورند.مردم اين استان به سنن باستانی خود به ويژه کردار نيک ، رفتارنيک، گفتارنيک پايبنداند. آثار تاريخی و شهرستانهای اين استان اراک: آتشکدهي برزو، بازار، برج شيشه، مدرسه سپهدار، گرمابهي چهارفصل ، بنای تاريخی پيرمرادآباد و ... تفرش: مسجد جامع ششناو . آرمگاه آقا مومن تفرشی و ... ساوه : آثار شهر قديمی آوه و... محلات : آتشکدهی آتشکوه و... شهر اراک در قديم به نام سلطان آباد مشهور بوده است. اين شهر در مرکز انشعاب خطوط مواصلاتی مهم واقع گرديده است. بنای نخستين آن در سال 1231ه.ق به دستور فتحعلیشاه قاجار به وسيلهی يوسفخان گرجی (سپهدار)، فرماندهی پادگان محل بناگرديد و بنام قلعهی سلطان آباد ناميده شد. (2) در سال 1316 خورشيدی بر طبق قانون تقسيمات کشوری، نام سلطانآباد به اراک تغيير داده شد و نيز در سال 1365 خورشيدی به عنوان مرکز استان مرکزی انتخاب و در سال 1357 خورشيدی رسما تشکيلات استان مرکزی در اين شهر مستقر و به کار اشتغال ورزيدند. هدف از ساخت اين شهر ، نخست پايگاه نظامی بوده تا بتواند در نگاهداری منطقه موثر واقه شود. به همين جهت است که ساختمان نخستين شهر به شکل قلعهای بوده که چهار دروازه داشته است. (3) *- پرونده گردشگری *- ايرج افشار.سيمای ايران437-446 1- محتاط، محمدرضا.سيمای اراک، جلد نخست، برگهای 13-23 2- اتحاديه شهرداريهای ايران. سالنامهی شهرداريها، برگ 47 3- دبيران گروههای آموزشی جغرافيای استانها. جغرافيای کامل ايران، جلد دوم برگ 1196
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|


